فیلم های روی پرده پردیس اطلس

فیلم های روی پرده هویزه

فیلم های روی پرده سیمرغ

فیلم های روی پرده پیروزی

فیلم های روی پرده آفریقا

فیلم های روی پرده قدس

مشهد سینما
  • بشارت به يك شهروند هزاره ي سوم : بشارت خسته كننده به تماشاگر هزاره سوم

    ۱۳۹۱/۱۱/۲۲
    تعداد نظر :(#)

    بشارت به يك شهروند هزاره ي سوم : بشارت خسته كننده به تماشاگر هزاره سوم


    نقد نویسنده مشهد سینما بر فیلم بشارت به یک شهروند هزاره سوم

  • به قلم: محمدعلي محمدپور
    فيلم، كاري عجله اي است. كاري است كه از سر عجله ساخته شده. تدوينش آزار دهنده است. اين را هر تماشاگر عادي اي هم مي فهمد. يك كار كند است كه با شتاب و سرسري ساخته شده. ريتمي كند. تيتراژي آرام، طولاني و خسته كننده. در مقايسه با فيلم قبلي اين فيلمساز يعني برف روي شيرواني داغ، يك افت و يك بازگشت به عقب حساب مي شود.
    سوژه ي فيلم، كاملا به درد بخور و معضل است. يك مسئله است. گفتنش هم لازم. در واقع حرف روز است و بايد به كسي كه مي خواهد به سمت مطرح كردنش مي رود توجه و عنايت نشان داد. ومحمدهادي كريمي به عنوان يك دغدغه روز در پي ان رفته است و اين خود باعث خوشحالي مي تواند باشد. ولي ساختن اين فيلم بايد از سر آرامش و دقت باشد. كه در فيلم مذكور نمي بينيم.
    داستان فيلم، از آن جايي آغاز مي شود كه مينو، شخصيت اصلي فيلم، كه حوزوي و مدرس حوزه است، از طرف دوستش(كه مدير دبيرستاني است) براي تدريس در يك دبيرستان دخترانه دعوت مي شود. چندنفر از دانش آموزان(كه به نظرم سه نفر بوده اند) تا كنون خودكشي كرده اند و اين قضيه بحراني براي مدرسه و خانم مدير با بازي نيكي كريمي بوجود آورده است. قرار است مينو به جهت عقيدتي و روانشناسي روي شاگردان كلاس مورد نظر كار كند تا هم معضل را واكاوي كرده و مهم تر اينكه از ادامه ي اين سلسله بتواند جلوگيري كند. از طرفي موضوع ديگر فيلم، درگيري خود مينو براي به دنيا آرودن بچه شان است. از شوهر مينو، كه انصافا به عنوان حفره اي در شخصيت پردازي فيلمنامه به چشم مي آيد، چيز زيادي نمي دانيم. جز اينكه بيكار شده است. در واقع در پي ناكامي در ترفيع درجه، خود را باز خريد كرده و اكنون به خواب و سيگار كشيدن در خانه مشغول است. و بچه دار شدن و نشدنشان هم در اين بازه ي زماني مسئله است.
    هادي كريمي بسيار سعي كرده كه با موضوع يك سويه و مستندوار برخورد نكرده و در قالبي معناشناسانه به كاوش در آن بپردازد. در واقع چيزي كه تا به امروز درباره ي اين موضوع فرقه هاي گمراه و دقيق تر بگويم شيطان پرستي ديده ايم كارهايي مستند بوده اند و كريمي از اين موضوع كه فيلمش مستند گونه به نظر برسد اجتناب كرده است. كه براي اين موضوع از بازيگران توانمندي هم استفاده كرده است. بنابراين رو به بافتي فلسفي آورده است. داستان فرعي ما در اين فيلم مسئله ي بچه دار شدن مينو است. همان طور كه گفتم شخصيت شوهر مينو،حميد، برخلاف مينو، چندان روي خوشي به بچه دار شدن نشان نمي دهد. در واقع آنچه كه بداعت موضوع بچه دار شدنشان را رقم مي زند اين است كه آن ها از راه معمول بچه دار نمي شوند و از طريق پزشكي قرار است جنين در رحم مينو كاشته شود. واين خود نوعي مفهوم رويش را پررنگ تر مي كند. و اين را موازي قرار دهيد با جوانه هايي كه مينو در طول فيلم در نماهايي جوانه زدنشان و رشدشان را دنبال مي كند. در واقع همين مسئله ي كي بچه دار شدنشان و عجله ي مينو و بي تفاوتي شوهرش خود ابعاد شخصيت شان را نشان مي دهد. با اين توضيح كه شخصيت مينو به خوبي و حتي مي توان گفت بيش از حد به بيننده فهمانده مي شود در حالي كه شوهر مينو كاملا نيمه جان و نيمه تمام است و نيمه تمام هم مي ماند. مسئله ي موافق نبودن حميد با بچه دار شدنشان، به رفتار كه هيچ ، به گفتار اعلام مي شود و اين مسئله وقتي موازي با عقايد شيطان پرست ها مبني بر مخالفت با تولد مطرح مي شود، شايبه ي هم عقيدگي شوهر مينو را با اين فرقه هاي گمراه ناخودآگاه در ذهن مخاطب بوجود مي آورد. ولي همان طور كه گفتيم خيلي سردر نمي آوريم كه حميد در سرش چه مي گذرد و اين مسئله ي اقامت گرفتن شان براي خارج از كشور و اين بيكار بودنش چيست. و آن مناجات و دعا خواندن پاياني اش چگونه باورپذير خواهد بود.
    همان طور كه گفتم فيلم به دليل سردرگمي، كشش لازم را در بيننده ايجاد نمي كند، لااقل در مورد آن دسته از بيننده ها كه برچسب مخاطب عام به آنها زده مي شود اين چنين است. فقط اتفاقي كه مي افتد اين است كه در چندجاي فيلم، برخلاف ريتم يكنواخت فيلم، به يكباره و بدون مقدمه چرت بيننده با صداهايي آزاردهنده و موزيكي تند پاره مي شود و لحظه اي كودكان حاضر در سالن به وحشت مي افتند. و باز همه چيز به رخوت مي افتد. و فقط پايان با سلامت و زندگي يك جنين مي خواهد به ما اميد را القا كند كه بعد از اين ساختار خسته كننده تاثيري در بيننده ي خسته و كسل نخواهد داشت. و يا حداقلش اين است كه در حد يك بشارت نيست.
    شخصيت ها به جز مينو نيمه جان و بي هدفند. خانم مدير نگران و مضطرب است و در پي ايمن تر كردن مدرسه و حفاظ زدن و گريه وزاري. حتي چندجا تصميم مي گيرد با استعفايش از اين بحران خارج شود اما اصلا مخاطب با او همذات پنداري نمي كند. اصلا فرصت نزديك شدن به او را پيدا نمي كنيم بنابراين به او توجهي هم نمي كنيم. شخصيت مامور انتظامي و مسئول اين پرونده هم را به ياد بياوريد كه مشغول داروي معده خوردن است و به يك ميز و صندلي سنجاق شده است. كاملا منفعل. و حتي بيمار.
    و اما مسئله اي كه مي خواهم به آن بپردازم و از طرحش در فيلم مي توانيم خوشحال باشيم. مسئله ي بحران شيطان پرستي در بين دانش آموزان و برخورد نامربوط مدرسه و آموزش و پرورش با مسئله است. در حالي كه معضل به طور بحراني در روح و روان دانش آموزان جاي گرفته، مدير در پي ايمن كردن فيزيكي مدرسه است. و خانم معلم دين و زندگي از آمار قبولي هاي كنكورش و درصد قبولي دانش آموزان مي گويد. و اين نقدي آشكار در برخورد مسئولين با اين بحران را نشان مي دهد.
    و در پايان بايد اميدوار باشيم كه با مطرح شدن اين مسئله در سينماي كشور، شاهد فيلم هايي با فرم و ساختار بهتري درباره بحران فرقه هاي كاذب باشيم تا واقعا با بشارتي شاداب كننده و تاثير گذار مواجه شويم.
    پايان.
  • Share this article on the social networks

  • Your Name:

    Your Message:





کانال تلگرام مشهد سینما کانال اینستاگرام مشهد سینما
تجهیزات آشپزخانه های صنعتی تجهیزات هتلی عطر روحانی تبلیغات

Copyright @ 2012 Mashhad-Cinema.All Rights Reserved /
طراحی و پیاده سازی توسط شرکت طراحی وبسایت مهام