فیلم های روی پرده پردیس اطلس

فیلم های روی پرده هویزه

فیلم های روی پرده سیمرغ

فیلم های روی پرده پیروزی

فیلم های روی پرده آفریقا

فیلم های روی پرده قدس

مشهد سینما
  • انتظار، با کدام روایت؟

    ۱۳۹۲/۱۱/۲۲
    تعداد نظر :(#)

    انتظار، با کدام روایت؟


    یادداشتی بر فیلم "شیار 143" نرگس آبیار

  • محمدعلی محمدپور - "شیار 143" فیلم ژانر دفاع مقدس نیست. این را گفتم تا از فردا که آقایان آمار فیلم های دفاع مقدس شان را می دهند آن را حساب نکنند که می کنند. فیلم دفاع مقدس باید در متن و در فرم جنگ باشد. اما فیلم مذکور صرفا ایده اش به جنگ ربط دارد و ژانر دفاع مقدس نیست. آغازش و نشاندن بازیگرها جلوی دوربین سوری و سوال پرسیدنش بی منطق است و بی ربط به موضوع فیلم. با هر نگاهی این روایت یا برای فیلم جنایی خوب است یا برای فیلم های کمدی. "شیار 143" به دومی بیشتر شبیه است که کاش نمی بود. روایت جلوی دوربین آدم های فیلم یک قدم هم فیلم را جلوتر نمی برد، گذران وقت است. یک جور جلب توجه. مثلا معمایی کردن. روایت آدم هایش خیلی شبیه هم است. همه شان یکی اند، همان فیلمساز. روایت ها همه مال خود فیلمساز است و این ها شده اند گوینده روایت فیلمساز. همه شان همه ی لحظات الفت بوده اند. این ها هم انگار از همان بالا زندگی الفت را تماشا کرده اند. نگاه خانم آبیار همین است. نگاهی از بالا به الفت. نگاه زن تهرانی به زن روستایی. با نمای لانگ شات روایت در چند صحنه ی مهم. مخصوصا این آخری که فیلمساز می رود بالا تا زن شهرستانی اش فرزندش را به آغوش بگیرد. پس وقتی فیلمساز دارد خودش روایت می کند نشاندن این آدم ها جلوی دوربین سوری احتمالا یک تهرانی دیگر، بی منطق است. این فیلم ایجاب می کند ما خود در متن باشیم. برای چشیدن انتظار. اما "شیار 143" این نیست و ما درگیر اعداد می شویم تا به عمق انتظار پی ببریم. زارعی بهتر از فیلمسازمی خواهد زن روستایی را بفهمد که بهتر هم آن را فهمیده. ولی آبیار خرابش می کند. رادیو به کمر الفت بستن و پا لخت این ور آن ور کشاندنش هم انتظار را نمی فهماند، حداکثرش همان نگاه از دور و از بالاست. نگاهی از دوری که در صحنه های امامزاده رفتن الفت هم دیده می شود. از بیرون الفت را تماشا می کنیم. همراهش نیستیم. از بیرون به دورن می آییم. دوربین داخل می آید باز دور و بر الفت می چرخد. مثلا که خیلی می خواهد نزدیک الفت شود دوربین روی دست دنبالش راه می افتد. همه اش که با دوربین روی دست نیست. گاه باید گوشه ی خانه ی الفت نشست.
    فیلم خواب آلود و کسل کننده پیش می رود. دست به دامن سرکتاب و آدم های اشتباهی می شود. برای وقت تلف کردن یا بهتر است بگوییم برای 90 دقیقه ای شدن دست به دامن تفاوت میررحیمی و میرجلیلی می شود. دست به دامن رمال می شود. که منتظر برگشتنش از دستشویی بمانیم و به شنیدن روایت بی ربط خانمی از دخترش و بچه دار نشدنش بنشینیم. بعد فرمان می رسد که الفت بلند شو از صحنه بیرون برو، توانستیم دقایق دیگری هم فیلم را کش بدهیم. کش داده تا برسد به صحنه ی آخر که به نظرم از اول ایده ی یک خطی فیلمساز بوده که نگاه داشته برای لحظه ی آخر که بازگشت شهید را با کودکی اش هر دو در آغوش مادر مقایسه کند. باز مریلا زارعی می کوشد حس بگیرد و خوب بازی کند اگر فیلمساز بگذارد. اگر جامپ کات های بی دلیل ندهد. اگر لانگ شات بی جا نکند. صحنه ی پایانی روی من تاثیر نگذاشت باشد که روی سازندگانش تاثیر گذاشته باشد.
    و در پایان همه ی این متن احترام و ارادت خود را به همه ی شهیدان راه خدا و شهیدان راه وطن، تمام قد ابراز می دارم و ارادت خود را به همه ی مادران انتظار کشیده و همه ی خانواده های شهید و ایثارگر اعلام می کنم. این متن صرفا نقدی بود بر اینکه هر موضوع ارزشی و ارزشمند حتما برای فیلم خوبی شدن الا و لابد باید از سینمایی شدن بگذرد و از فرم سینمایی داشتن. هر مضمون و معنا به خودی خود در سینما ارزشمند نمی شود مگر این که حس برانگیزاننده باشد و به معنای درست سینمایی.محتوای ارزشی شهدا و انتظار شهید هم حتما باید در فرم سینمایی و درستش باشد و این به این معنی است که لزوما هر تلاشی با نیت ارزشی در سینما ارزش نمی شود./
  • Share this article on the social networks

  • Your Name:

    Your Message:





فروش فیلمها مشهد تخفیف فروش فیلمها فروش فیلمها

Copyright @ 2012 Mashhad-Cinema.All Rights Reserved /
طراحی و پیاده سازی توسط شرکت طراحی وبسایت مهام