فیلم های روی پرده پردیس اطلس

فیلم های روی پرده هویزه

فیلم های روی پرده سیمرغ

فیلم های روی پرده پیروزی

فیلم های روی پرده آفریقا

فیلم های روی پرده قدس

مشهد سینما
  • شوخي هاي موفق، روايت كسالت بار

    ۱۳۹۲/۰۱/۰۳
    تعداد نظر :(#)

    شوخي هاي موفق، روايت كسالت بار


    نقدي بر انيميشن تهران 1500
    به قلم: محمدعلي محمدپور

  • شوخي هاي موفق، روايت كسالت بار
    نقدي بر انيميشن تهران 1500
    به قلم: محمدعلي محمدپور
    اول از همه و قبل از هرگونه نقد و بررسي كار، بايد به بهرام عظيمي تبريك بگوييم كه الحق كار مهمي انجام داده و سينماي ما را صاحب يك اثر انيميشني بلند كرده كه ساخته شده و به اكران هم رسيده است. از اصل انجام شدن اين كار بايد خوشحال باشيم. و صد البته اين اصل وجودي از جنس اصل وجودي فيلمي مثل آقاي الف نيست. آن يكي يك فيلم بسيار ضعيف است كه تمام هنرش اين بوده كه سه بعدي ساخته شده و جواب همه ي نقدها هم علم كردن سه بعدي بودنش است اما اين يكي علاوه بر اينكه از اصل وجودش و ساخته شدنش بايد خوشحال باشيم يك گام هم الحق فراتر نهاده است. كاري بوده كه دست كم سه سال از وقت و انرژي گروهي بزرگ و ماهري را به خود اختصاص داده است.
    بر هيچ كدام مان پوشيده نيست كه در شرايط فعلي كه فيلم ها غالبا اصل سرمايه را هم برنمي گردانند نبايد انتظار داشت كه انيميشن كه هزينه هاي به مراتب بالاتري دارد و در موضوع اكران هم چيز جديدي است و شايد به راحتي نشود مخاطب را نشاند سالن سينما و انيميشن نشانش داد موفق باشد. مگر اينكه كاري با بودجه دولتي اين چنيني ساخته شود كه بحث فروشش خيلي مهم نباشد و بشود هزينه شود ، ساخته شود و اكران هم بشود، و خوب بفر.وشد يا نفروشد و اين وسطي كسي متضرر نشود و فيلمسازي از ساختن نااميد نشود!
    اما به خود كار بپردازيم. فيلم با تصويرسازي هنرمندانه ،با شكوه و معمارانه اي از نماي بالاي شهر تهران در سال 1500 شروع مي شود كه روي پرده ي سينما آدم را بوجد مي آورد و توانمندي صاحب اثر و همكارانش را به رخ مي كشد. آنهم همراه با صداي اخباري كه خبرهاي بامزه و فانتزي سال 1500 را به اطلاع مي رساند و براي شروع كار توجه بيننده را جلب مي كند. معرفي اوليه از محيط و فضا قابل قبول است و از پس آن به شخصيت ها مي رسيم. شخصيت دختر تهراني آن موقع كه از تحصيل در كره ي ماه بازگشته و شخصيت پدر اين دختر، اكبرآقا كه پايش لب گور بوده و در شرف مرگ است. آن هم با اين منطق داستاني كه در آن موقع با پيشرفت علوم پزشكي عمرها طولاني مي شوند و به حدي مي رسد كه سقف تعيين مي كنند و ديگر از 160 سال به بعد اجازه زندگي نمي دهند! كاراكترها هم احتمالا بر اساس همان سنت فيلمفارسي بودن تيپيكال و بدون شناسنامه اند. و حتي رفتارهاي متناقض و غيرقابل انتظار و گاه بي منطق دارند. كه البته اين متناقض بودن رفتارها را نمي شود آگاهانه و عامدانه دانست. كاراكتر نازي در چند جا در مواجهه با كاراكتري كه بهرام رادان بازي مي كند و يا خواننده (با بازي بهنام صفوي) كاملا متناقض رفتار مي كند. احساس تنفر يا علاقه اي كه به كاراكتر بهرام رادان نشان مي دهد. همه ي رفتارهاي نازي در خدمت شكل گيري مثلث هاي عشقي قرار مي گيرند حتي اگر منطق وجود نداشته باشند.
    بهرام عظيمي ابتكاري كه در كار خود به خرج داده اين است كه كاراكترهاي انيميشني اش را براساس خصوصيات ظاهري و شخصيت هاي بازيگران معروف سينماي ايران ساخته است آن هم با صداي خود اين بازيگران. اين كار علاوه بر اينكه مقصود اصلي سازنده يعني جذاب تر شدن كار و مخاطب پسندتر شدن آن را فراهم مي آورد حسن ديگري هم دارد. و آن حسن اين است كه كار شخصيت پردازي كاراكترها را آسان تر مي كند. خصوصيات بازي بازيگران به طرز قابل قبولي روي كار پياده شده كه باعث شده كاراكترها باورپذيرتر و اصيل تر به نظر آيند. مثلا بازي هديه تهراني يا بهرام رادان كه قبلا نقش مشابه اين چنيني را در كارهاي خود داشته اند يا خوشمزگي هاي لهجه اي و هنرمندانه ي مهران مديري. يا از همه آشكارتر تيپي كه شريفي نيا در آن استاد است به طرز زيركانه اي در كار استفاده شده است.
    در بحث ساختاري و قصه ي فيلم چيزي كه مشخص است اين است كه فيلم يك قصه ي تكراري، كليشه اي و به شدت لوث و لو رفته دارد. فيلمفارسي تمام عيار است و نكته اش هم اين است كه فيلمساز كاملا آگاهانه و عامدانه اتفاقا بر وجه فيلمفارسي بودن آن اصرار مي ورزد. و اصلا سعي كاملي دارد كه ساختار برپايه ي فيلم فارسي بنا شود. كه البته اين اتفاق قطعا فيلم را جذاب تر نمي كند ولي شايد شوخي با ساختارهاي كلاسيك سينماي ايران است و يك جور كليشه پردازي خودساخته. اما ضعف اصلي فيلم در اين جا نمايان مي شود كه حين بيان قصه اش دچار دوگانگي و سردرگمي مي شود. و مي شود گفت فيلم با دو زبان مختلف ادامه مي يابد. زبان اول كه مي خواهد فضاي سال 1500 را نشان بيننده دهد و عمده شوخي هاي فيلم هم در اين قسمت و برپايه ي آن قرار دارد. و زبان دوم پيش رفتن قصه است كه اتفاقا عمده ي كسالت آوري و خسته كنندگي كار در اين قسمت قرار دارد. يعني كار از جايي به بعد هر لحظه كه با زبان اولش سخن مي گويد بيننده را جلب كرده و او را با خود همراه مي كند. شوخي هاي تصويري با كلامي كه با سينماگراني مثل كيارستمي، فرهادي يا ده نمكي مي شود. شوخي هاي كه با نيروي انتظامي و يا بحث پوشش ربات مي شود را به ياد آوريد. و هر آن كه به زبان دوم مي رسد بيننده را پس زده و او را به سمت خواب آلودگي و خستگي مي برد.و ساده ترين نتيجه گيري كه از اين قضيه در ذهن متبادر مي شود اين است كه فيلم زبان اول را كه جذاب تر است را پررنگ و زبان دوم را كمرنگ كند. البته اين نتيجه گيري پرواضح است كه كار را به ابتذال و سخيف شدن مي كشاند. اين جاست كه راه حل دوم مطرح مي شود. قطعا بهترين حالت و چاره ي درمان اين ساختار اين است كه شوخي ها و فضاسازي ها بايد در خدمت قصه و سير ان قرار بگيرند و نه جدا از آن. و شوخي ها بيايند و در دل روايت قرار گيرند تا بيننده روايت را دنبال كند و حين روايت و در موقعيت به اتفاقات آينده بخندد. در واقع فرم كه باشد ان وقت اين شوخي هويت قابل اعتناتري مي يابند و آن وقت است كه نمي شود از فيلم جدايشان كرد.
    به هر روي بايد اكران يك انيميشن بلند در سينماي ايران را به فال نيك گرفت و آن را آغازي براي حيات انيمشين در سينماي ايران دانست. و آن را مي شود برگ جديدي در تاريخ سينماي ايران دانست. و البته كه نبايد آن را با والت ديسني و هاليوود مقايسه كرد. نبايد با سينمايي مقايسه كرد كه هم اكنون داراي سابقه ي چند ده ساله از حيات انيميشن در آرشيو خود است. بلكه بايد منتظر ماند. منتظر ادامه ي كارهاي بهرام عظيمي و هم حرفه هايش و نسل بااستعداد انيميشن ايران...

    مشهد سینما
    محمد علی محمد پور
  • Share this article on the social networks

  • Your Name:

    Your Message:





کانال تلگرام مشهد سینما کانال اینستاگرام مشهد سینما
تجهیزات آشپزخانه های صنعتی تجهیزات هتلی عطر روحانی تبلیغات

Copyright @ 2012 Mashhad-Cinema.All Rights Reserved /
طراحی و پیاده سازی توسط شرکت طراحی وبسایت مهام