فیلم های روی پرده پردیس اطلس

فیلم های روی پرده هویزه

فیلم های روی پرده سیمرغ

فیلم های روی پرده پیروزی

فیلم های روی پرده آفریقا

فیلم های روی پرده قدس

مشهد سینما
  • یادداشتی بر فیلم LOOPER

    ۱۳۹۱/۱۱/۲۵
    تعداد نظر :(#)

    یادداشتی بر فیلم LOOPER


    در این مطلب نگاهی داریم به فیلم LOOPER ، به قلم حمیدرضا راشد سعیدی

  • یادداشتی بر فیلم LOOPER
    نویسنده : حمیدرضا راشد سعیدی
    برای من شگفت انگیز بود این اثر چرا که دنیایی جدید برای ما به ارمغان آورد،نه صرفا به این معنا که به تصویرش کشید،بلکه موجبات ملموس بودنش را نیز فراهم کرد
    داستان ما در سالهای آتی روایت می شود،سالهایی که تصور نمی کنم هیچ یک از خوانندگان این یادداشت،آنرا ببینند.سالی که سی سال بعدش،سفر در زمان اختراع شده و شخصی به نام«رین میکر»دشمنان را از آینده به گذشته می فرستد تا اشخاصی به نام «لوپر»(چرخه گر)با کشتن آنها،این افراد را به کُل از تاریخ حذف کنند
    فیلم پر از نوآوری بود،برای مثال،فیلمهایی این چنینی که درباره ی سفر در زمان است،نصف فیلم را به توجیه چگونگی این اتفاق می پردازند و نصف دیگر را به این که شخصیت اول داستان ما،سفر در زمان را باور نمی کند و سعی در باورش دارد،ولی Looper این گونه نیست
    در این فیلم،بحث اصلی ما به هیچ وجه سفر در زمان نیست که قصد داشته باشیم با توجیه،مخاطب خود را قانع کنیم،در Looper سفر در زمان سفر ابزاری است برای روایت یک داستان گیرا و دلنشین
    حتی وقتی «جو» از «ایب» چگونگی سفر در زمان را میپرسد، «ایب» این سوال را بیهوده خطاب می کند
    تصویری که فیلمساز از آینده ترسیم کرده نیز بسیار ملموس است،تغییراتی اتفاق افتاده،تغییراتی عجیب و غریب ولی دیگر بیش از حد در این مسئله اغراق نشده،فیلمساز خیلی ساده تغییرات را نشان می دهد و از کنارش رد یشود،گویا اصلا چنین چیزی وجود نداشته
    «ریان جانسون»کارگردانی اثر را به عهده داشته،این کارگردان را شاید به خاطر کارنامه اش بتوان یک کارگردان تازه وارد نامید.در مقام یک کارگردان تازه کار،خیلی خوب عمل کرده،افسار فیلم در دستش بوده و همه چیز تحت کنترلش.این مورد در پیوستگی ساختار فیلم کاملا آشکار است.نمیتوان تاثیر زیاد شیوه ی کارگردانی جانسون را در باور فضای فیلم،نادیده گرفت.جانسون با این کار ثابت کرد که میتواند خیلی بهتر از اینها هم کار کند
    از جمله نکات جالب فیلم،فضاسازی فیلم است.از فضای مدرن شهری که پیشرفت های آینده در آن نمایان است تا فضای روستایی که کاملا امروزی است و حس خاصی را از آن محیط خانواده القا می کند.
    فیلمنامه نیز خیلی دقیق و موشکافانه نوشته شده است.دیالوگ های حساب شده،کاشت و برداشت های سروقت،توضیحات کافی،چنیش اتفاقات (که به خاطر همزمان بودن روایت داستان،بسیار مهم است) و مهم تر از همه،پایان بندی زیبا و به دور از کلیشه.گره های داستان نیز به اندازه است و گره هایی که مورد نیاز است باز میشود و برخی گره ها نیز باقی می ماند
    جوزف گوردون لویت بسیار جالب دیده شده،نشان داد که استعدادهای بازیگری اش فراتر از آنچه بود که پیش از این نشان داده بود . بسیار عالی توانسته بود خود را به بروس ویلیس نزدیک کند حتی نوع حرف زدن او را هم تقلید کرده بود،البته گریم دو ساعته ی او نیز در این مورد بسیار او را یاری میکرد
    بروس ویلیس پس از مدت ها که در فیلمهای درجه چندمی چون «یکبار مصرف ها»ایفای نقش کرده بود،دوباره توانست خود را اثبات کند با بازی در نقش «کهنسالی جو».نقشی که به عهده گرفته بود پیچ و خم های زیادی از لحاظ عاطفی داشت و این بازیگر کهنه کار،توانست از پس ارائه ی صحیح این نقش بر بیاید
    امیلی بلانت،بازیگری که تا کنون بازی های زیبایش نادیده گرفته شده ،بار دیگر باشکوه ظاهر شد.بازی زن ها در هالیوود معمولا محدود به جلوه دادن خود به عنوان یک مجسمه ی زیبایی می شود.بلانت توانسته چیزی بیشتر از یک مجسمه ی زیبایی باشد و الحق که موفق هم بوده.در ضمن،نقشی هم که برایش نوشته شده نیز از حالت کلیشه ی نقش های نمادین زن در سینما خارج است و شخصیت «سارا»به اندازه هر شخصیت دیگه ای در داستان نقش دارد.
    مسئله ی مهمی در لوپر مطرح است و آن هم چرخه است.این که یک انسان در چرخه ای گیر کرده و تا خود نخواهد،نمیتواند این چرخه را تغییر دهد همان مسئله ای که «جو»در آخر داستان متوجه تکرار چرخه توسط «سید»می شود و آن را تغییر میدهد.زندگی ما نیز یک چرخه است.صبح زود از خواب بلند میشویم،سر کار میرویم،ظهر باز میگردیم،استراحت و...
    توجه کنید که زندگی ما نیز به طور خودکار یک چرخه است،همچون چرخه ای که در لوپر بیان می شود.تا خود ما نخواهیم نمیتوانیم چرخه را تغییر دهیم ولی رفته رفته تغییر چرخه دشوار تر میشود ولی همیشه برای تغییر چرخه ی زندگی فرصت هست
    با اینکه فیلم با اقبال منتقدین و مخاطبین مواجه شد ولی در جشنواره های رسمی چون بفتا،گلدن گلوب و اسکار متاسفانه هیچ شانسی نداشت.این اتفاق معمولا برای تازه کارها اتفاق می افتد.
    دنیا اغلب نسبت به استعدادهای نو و آفرینش های تازه،بی رحم است.چیزهای نو،به دوست نیاز دارند.
    من با دیدن این فیلم چیز تازه را تجربه کردم،اثری بی نظیر از منبعی کاملا به دور از انتظار.اگر بگویم هم فیلم و هم عوامل آن پیش داوری های مرا درباره ی آن اثر خوب به چالش گرفته اند،حق مطلب را ادا نکرده ام.همه نمیتوانند هنرمندی بزرگ شوند ولی یک هنرمند بزرگ می تواند از هر جا قد عَلَم کند فقط باید از او حمایت کرد تا به پشتوانه اش بتواند به کار خود با قوت قلب کامل ادامه دهد.فیلم اثری بود که تا کنون همچون آن دیده نشده بود،فیلمی که به زعم صاحب این قلم،از بهترین فیلم های امسال و چند سال پیش،چیزی کم ندارد.من باز هم فیلم را خواهم دید و هر بار با شوقی بیشتر...
    لطفا خود را از نظرات ما،بی دریغ نگذارید
    ***حقوق نشر این مطلب صرفا متعلق به حمیدرضا راشد سعیدی(نویسنده ی یادداشت)می باشد***
  • Share this article on the social networks

  • Your Name:

    Your Message:





کانال تلگرام مشهد سینما کانال اینستاگرام مشهد سینما
تجهیزات آشپزخانه های صنعتی تجهیزات هتلی عطر روحانی تبلیغات

Copyright @ 2012 Mashhad-Cinema.All Rights Reserved /
طراحی و پیاده سازی توسط شرکت طراحی وبسایت مهام